|
از موسیقی رمانتیک بسیار صحبت کرده ایم چرا که در کشور ما نیز همانند سایر نقاط جهان این سبک از موسیقی در میان سایر سبکهای موسیقی کلاسیک طرفداران بیشتری دارد. شاید دلیل اصلی آن توانایی بیشتر هنر رمانتیک در برقراری ارتباط با احساسات و عواطف انسانی بخصوص با خود هنرمند است بطوری که معلول همواره جلوگر حالات روحی و شخصیت صاحب اثر است. به همین علت با شناخت موسیقی رمانتیک بسادگی می توان به شخصیت آهنگساز رمانتیک پی برد و برعکس با شناخت خصوصیات روحی هنرمند می تواند بدون پیش زمینه ذهنی کارهای هنری وی را تشخیص داد. جمله ای از روبرت شومان (Robert Schumann) در این باره به اینصورت نقل می شود که : "بزودی همه مردم پس از شنیدن چند ثانیه از یک قطعه موسیقی توانایی تشخیص آنرا دارند که این کار از شوپن هست یا نه!" زیبایی، لطفات و نوع آوری در موسیقی شوپن (Chopin) بی داد می کند بنابراین گفته شومان را نمی توان بپای تکراری و یکنواخت بودن کارهای هنری او گذاشت بلکه برعکس می توان آنرا به ثبات شخصیت و حالات روحی آهنگساز نسبت داد که متعاقب آن آثار هنری او شخصیت یکسانی را بروز می دهند، گویی با شنیدن آثار شوپن چهره او در ذهن انسان نقش می بندد. اما در دوران رومانتیک پرداخت هزینه اجرای موسیقی توسط یک ارکستر یا حتی شنیدن موسیقی در سالن های بزرگ کنسرت برای قشر متوسط جامعه امکان پذیر نبود به همین علت و از آنجا که هنر رمانتیک هنری است که به احساسات و عواطف باز می گردد، طرفداران موسیقی رمانتیک بیشتر جذب پیانو در سالن های کوچک می شدند تا ارکسترهای مجلل در تالارهای بزرگ. فرانتس لیست (Franz Liszt) از جمله آهنگسازان و نوازندگان پیانویی بود که موسیقی خود را در وهله اول برای مخاطبین طبقه متوسط خلق می کرد. در نوشته ها به کرات آورده اند که "هیچ آهنگسازی تاکنون نتوانسته است از پیانو صداهایی به زیبایی کارهای شوپن بیرون آورد" و در رابطه با لیست آورده اند که "هیچ نوازنده رمانتیکی نتوانسته است مانند لیست به هنگام نوازندگی در اعماق احساسات حاضرین نفوذ کند". این موضوع آنقدر بدیهی بود که شوپن همواره رسما" به توانایی های لیست در نوازندگی حسادت می ورزید. اما بپردازیم به یک کار زیبا از فرانتس لیست. میزا ابتدایی شروع قطعه "رویای عشق" رویای عشق آغاز قطعه با ملودی بم، یک off beat و همراهی نتهای زیر نشان دهنده آن است که به احتمال زیاد موسیقی نمی تواند کار شوپن باشد. چرا که استفاده از نتهای بم به این قسمت از موسیقی شخصیت قوی و محکم - و به نوعی مردانه - اما توام با لطافت (خواهش و تمنا) می دهد که مشخصا" در روحیات شوپن چنین چیزی را نمی توان پیدا کرد. آهنگساز در این قسمت برای اینکار از یک دینامیک بسیار آرام و لطیف استفاده میکند. گوش کنید: Liebestraum یا Dream of love یا Reve de amour یا همان "رویای عشق" نمونه ای از کارهای زیبای دوران رمانتیک است که با یک نوازندگی استادانه می تواند در همان مرتبه اول به اعماق تک تک سلولهای بدن انسان نفوذ کند. اگر شنونده با شخصیت، حالات روحی و توانایی های نوازندگی لیست آشنا باشید بدون شک با شنیدن این اثر آنرا به کسی جز لیست نمی توانید نسبت دهید. (البته لیست تعداد بیشتری قطعه با همین عنوان دارد که قطعه مورد بحث از همه آنها معروف تر است و بعنوان Liebestraum 3 نیز معمولا" مشخص می گردد.) تم اول از "رویای عشق" کارهای لیست اغلب حالت تغزلی دارند لذا آهنگساز پس از تکرار تم اول و بیان ملودی که حالت درخواستی دارد، به بیان ملودی ای می پردازد که بوضوح همانند بیان کردن توضیحی در ارتباط با ملودی تم اول است (حالت مبتدا و خبر) می پردازد. گوش کنید : جواب تم اول از "رویای عشق" (تم دوم) حدس اولیه در رابطه با آهنگساز قطعه هنگامی حاصل می شود که اولین پاساژ در حال آغاز شدن است و پس از اجرای آن دیگر هیچ شکی باقی نمی ماند که این قطعه کار کسی جز لیست نیست. چنین پاساژی که نشان از توانایی در نوازندگی، شخصیت قوی، محکم و استوار است در کمتر اثری از آهنگسازان پیانو در دوران رمانتیک می توان پیدا کرد. (تنها شاید بتوان این قسمت از کار را به رخمانینف نسبت داد، اما سایر قسمت های قطعه به گونه ای است که به هیچ وجه به سبک کاری او باز نمی گردد) گوش کنید : پاساژ اول و مدولاسیون همچنین به نت موسیقی این قسمت از قطعه توجه نمایید و دقت کنید که اگرچه نواختن چنین پاساژی برای یک نوازنده پیانو که 7-6 سال جدی کار کرده باشد کار چندان دشواری نیست اما معمولآ آهنگسازان پیانو کمتر خود را درگیر چنین قسمتهای تکنیکی می کنند مگر آنکه خود نوازنده قهار باشند. ( نت موسیقی پاساژ و مدولاسیون) ابتدای قطعه در گام سی ماژور، با آرپژهایی برای دو دست آغاز قطعه در سی ماژور در انتهای این قسمت ملودی های ساده تک نتی تبدیل به ملودی های اکتاو و گاها" بصورت آکوردهای بلوک (Block Chords) با آرپژهای دست چپ تبدیل می شود و ناگهان با یک مدولاسیون به دو ماژور، تم جدیدی توام با جدیت، خشونت و در عین حال زیبایی رمانتیک به موسیقی اضافه می شود. گوش کنید : از مدولاسیون به دو ماژور تا انتها ظرافت آهنگسازی در این قسمت بی اندازه وصف ناپذیر است، بدون دقت و بارها گوش دادن متوجه مدولاسیون بعدی لیست برای بازگشت به گام اول نخواهید شد. آهنگساز پس از یک پاساژ زیبا همانند پاساژ اول اما اینبار طولانی تر و آزادتر قطعه را به سمت یک ملودی لطیف با تم اولیه اما در قسمت های بالایی پیانو هدایت می کند و سر انجام طی چند میزان استفاده از آکوردهای بلوک قطعه را با زیبایی و آرامش هرچه تمام تر به انتها می رساند. نت موسیقی کامل این قطعه را می توانید در قسمت PDF & Music داشته باشید. Liebestraum بصورت کامل محمد رضا صفر پور |
|
گرد و غبار بزرگترین مشکل پیانو احساس آن ساده است بخصوص اگر پیانو شما مشکی با روکش پلی استر باشد. حتی اگر هر روز آنرا تمیز کنید باز روز بعد متوجه خواهید شد که چقدر گرد و غبار روی ساز نشسته است. البته این فقط قسمتی است که شما آنرا مشاهده می کنید، بخصوص اگر شما عادت به باز نگاه داشتن درب پیانو - چه از نوع بزرگ (رویال) و چه دیواری - باشید، در اینصورت شاهد نشستن خاک و غبار بر روی همه قسمتهای داخلی خواهید بود. |
|
رابرت وایز (Robert Wise)، کارگردان بزرگ آثار بزرگ سینمایی و برنده 4 جایزه اسکار در طی 65 سال فعالیت درخشان خود بود. آثار او طیف وسیعی را از تدوین "همشهری کین" ساخته اورسن ولز Orson Welles تا کارگردانی فیلم جاودانی "آوای موسیقی" –که ما آنرا با نام اشکها و لبخندها دیده ایم- و اولین فیلم از سری "پیشتازان فضا" Star Trek در بر میگیرد. |
|
تا قبل از سال 1970 راه مشخصی برای تشخیص خوب بودن یا مقایسه بلندگو ها وجود نداشت چرا که استانداردی در این زمینه تهیه نشده بود و سازندگان هریک استاندارد خود را رعایت می کردند. اما پس از آن بتدریج از طرف AES انجمن مهندسین صوتی (Audio Engineering Society) استانداردهایی در این زمینه تدوین شد که طی آن پارامترهایی برای ارزیابی بلندگوها در آن معرفی شده است. این پارامترها امروزه بنام Thiele-Small معروف است و توسط دو مهندس بنام های Thiele |
• Diminished Scale
• تغییر گام در موسیقی بی باپ
• معنی نادرست یک اصطلاح در هارمونی
• Bridge
• Figured Bass
• اهمیت گام در موسیقی Jazz
• آکوردهای گذر
• از بین بردن سکون هارمونیک
• آکوردهای دگرگون شده (Altered)
• Neapolitan 6th
• دومینانت های دوم
• Pitch / Color
• استفاده از تصویر صوتی در بداهه نوازی
• درک تصویر صوتی I
• Soundscape
• Arpegiation برای تهیه ملودی تنال
• Rubato
• مقدمه ای بر گام پنتاتونیک
• واریاسیون روی ii-V-I ، قسمت دوم
• واریاسون روی ii-V-I ، قسمت اول
• Double Time & Double Time Feel
• آکورد های قرض گرفته شده
• حرکت کروماتیک و موازی آکوردها
• یک هارمونی متفاوت
• Pivot Chord
• حرکت های پنجم و اکتاو
• یک نمونه از کاربرد هارمونی چهار بخشی
• Covered / Hidden motions
• حرکت بخش ها در هارمونی چند بخشی
• راجع به فاصله میان بخش های صدایی
• مقدمه ای بر مدولاسیون
• Outside Playing ، قسمت دوم
• Outside Playing ، قسمت اول
• نکاتی راجع به ساخت ملودی
• حرکتهای کروماتیک در ملودی
• نگاهی به مازورکای شماره 6 شوپن
• فاصله دهم در بخش باس
• Dynamic Harmony
• Static Hamony
• رفتار آکوردهای هفت
• انتخاب نوع همراهی و رنگ آمیزی بیشتر
• تشخیص تونالیته و انتخاب آکورد
• نوشتن همراهی برای یک ملودی I
• Swing Jazz Style
• یک progression از دهه 60
• حرکت های ملودی روی آکوردهای پنجم
• هماهنگی گیتار و پیانو در گروه های کوچک Jazz (قسمت سوم)
• هماهنگی گیتار و پیانو در گروه های کوچک Jazz (قسمت دوم)
• هماهنگی گیتار و پیانو در گروه های کوچک Jazz (قسمت اول)
• هارمونی یکی از کارهای التون جان
• آکوردهای sus (قسمت دوم)
• آکوردهای sus (قسمت اول)
• یکی دیگر از قوانین وصل آکوردها
• a blues progression
• 7th Chords
• an eight bar jazz progression
• 6th chords
• Inverted Intervals
• Intervals
• فاصله ها در موسيقي
• آكوردهاي هفتم ساده شده
• Chromatic progression
• ملودي، همراهي و هارموني
• minor 9th
• II-V-I
• چگونه مفيد تمرين کنيم
• ساختن آکوردهاي ساده
• از چه آکوردي به چه آکوردي بريم
• آهنگسازي و تنظيم
• نوشتن ملوديي که ميشناسيم
| از گامهای مهمی که در موسیقی جز بکار برده می شود گامی است که بنام کاسته یا Diminished معروف است. این گام بر خلاف گام ماژور معمولی که از هفت نت تشکیل شده است از از توالی هشت نت که یکی درمیان فاصله بین آنها پرده و نیم پرده است درست می شود. به بیان دیگر ترکیب نتهای C-D-Eb-F-Gb-Ab-A-B-C یک گام کاسته روی پایه C درست می کند. |
| چارلی پارکر و جیمز مودی نوازندگان سکسیفون، دیزی گیلسپی و مایلز دیویس نوازندگان ترمپت، باود پاول و تلونیوس مانک نوازندگان پیانو، چارلی مینگوس و ری بران نوازندگان باس از جمله موسیقیدانان جز هستند که در دوران بی باپ (Bebop) حضور موفقی از خود در عرصه موسیقی Jazz به نمایش گذاشتند. 1 |
|
هنگامی که به هارمونی از منظر گذر زمان شکل گیری نگاه می شود معمولا" آنرا به دو دسته عمده تقسیم می کنند، هارمونی کلاسیک و هارمونی مدال (Modal). هارمونی مدال خود به دو قسمت هارمونی بر اساس فاصله های سوم و هارمونی بر اساس چهارم تقسیم می شود. در مقابل این دو شاخه کاملا" مشخص و جدا (کلاسیک و مدال)، بسیاری از اصطلاحاتی که در این دو نوع هارمونی بکار برده می شود یکسان، اما با معانی متفاوت هستند. این تفاوت باعث می شود که معنی یک جمله هنگامی که آنرا در محدوده "هارمونی آوازی" (Choral Harmony) مطرح می کنیم با همان جمله در محدود "هارمونی Jazz" بسیار متفاوت باشد. |
| بریدج (پل) معمولا" به قسمتی از موسیقی گفته می شود که برای ایجاد کنتراست در قطعه قرار داده می شود. بسیاری از موسیقیدانان بجای اصطلاح بریدج از عباراتی مانند کانال، قسمت B و یا حتی قسمت میانی استفاده میکنند. یک بریدج کلاسیک معمولا" - و نه لزوما" - از 8 میزان تشکیل می شود و در فرمهایی مانند AABA یا ABAC و ... استفاده می شود، همچنین در برخی موارد بریدج ممکن است دوبار بکار برده شود مانند فرم ABAB. (در اینجا منظور از B قسمت بریدج از موسیقی است) |
• دست نوشته بتهوون در کتابخانه یک مدرسه
• دیوید اویستراخ - قسمت دوم
• Gymnopédie
• رویای عشق
• دیوید اویستراخ - قسمت اول
• نگاهی گذرا به زندگی راخمانینوف
• مازورکا یادآور مقاومت مردم لهستان
• اولین موسیقی واگنر
• منوهین در شرق !
• کنسرتوی رموز
• نگاهی به انوانسیونهای باخ
• Steinway & Sons
• سرنوشت اینگونه به درب میکوبد
• هایفتز، ویلونیست قرن
• Water Music
• نت خوانی و اجرا
• آخرین فوق رهبر قرن بیستم
• کوارتت های فلوت موتزارت
• پنجمین کنسرتو
• نگاهی به زندگی کورساکوف قبل از شروع به آهنگسازی
• دوران طلایی فیلارمونیک وین
• ارکستر فیلارمونیک وین
• شاکن باخ
• دیگر هرگز اپرا نخواهم نوشت
• اهمیت شنیدن
• داستان دیدار بتهوون و لیست
• Programme Music / Suite
• مهاجرت به آمریکا
• نگاهی به موسیقی رمانتیک ، پیانو
• جایگاه نوازندگی ، قسمت اول
• شاخصه های ممتاز موسیقی استراوینسکی
• نگاهی به موسیقی رمانتیک I
• حفظ قطعه برای اجرا
• ناهماهنگی رایحه عصیانگری
• نواختن یکدست
• از زندگی ایگور استراویسنکی
• مارش مراسم تشییع جنازه
• واریاسیون های موتزارت
• تولد یک نابغه
• تصمیم بزرگ برای شوپن
• آوه ماریا از شوبرت
• زندگی کرد، سختی کشید و ...
• نشانه های نبوغ در موتزارت
• گریگ : امیدی به اجرای موفق اینکار ندارم
• بداهه نواز رمانتیک
• پایه گذار رمانتیک در قرن نوزدهم
• مرگ باخ
• قدر و منزلت یک موسیقیدان
• تاثیر لیست بر موسیقی
• بهار و تابستان از چهار فصل ویوالدی
• آنتونیو ویوالدی
• Toccata
• برامس موسیقیدان فروتن ، II
• برامس موسیقیدان فروتن ، I
• موسیقی برنامه ای
• Alberti Bass
• Tomaso Albinoni
• سرزمین پدری
• Air on G string
• Capriccio Espanola و غنای موسیقی اسپانیا
• گوشهای دقیق باخ
• راجع به سبک موسیقی شوپن
• یک قطعه آرامش دهنده
• روایاتی از زندگی بتهوون
• Mozart's Requiem
• ملاقات موتزارت و بتهوون
• موسيقي از ديد بتهوون
• تولد يك نابغه
• بتهوون و ناپلئون !
• Violin
• Pablo Picasso
• يکصد سال گمنامي
• فرانس ليست که بود؟
• Franz Liszt
• راجع به پيدايش موسيقي
|
بیزت همانند موتزارت و مندلسون از جمله موسیقیدانان زود رس بود و معروف است که او در سن چهار سالگی می توانست نت های موسیقی را بخواند و بنویسد. پدرش با شناختی که از او داشت اغلب مانع از این می شد که جورج کوچک اوقات خود را به چیزی غیر از موسیقی بپردازد، به همین دلیل می توان گفت که سرنوشت او از پیش رقم خورده بود. |
• نوشته های شما
• تئوری موسیقی
• موسیقی معاصر
• موسیقی Jazz
• مطالب عمومی
• مصاحبه و گفتگو
- September 2005
- August 2005
- July 2005
- June 2005
- May 2005
- April 2005
- March 2005
- February 2005
- January 2005
- December 2004
- November 2004
- October 2004
- September 2004
- August 2004
- July 2004
- June 2004
- May 2004
- April 2004
|
| |||||||||||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||||||||||
|
Share Responsibly: *In our members area you will find all the tools you need to download and burn MP3s including open source as well as proprietary filesharing software. Plus, you'll get unlimited access to tools for burning unlimited CD's, making your own playlists, finding lyrics and getting the most out of your mp3 experience. Purchase of a membership, however, is not a license to upload or download copyright material. We do not condone copyright infringement and we urge you to respect the copyright laws of your Country. *Using file-sharing (P2P) software for the uploading or downloading of copyrighted works without the permission or authorization of the copyright holders may be illegal and could subject you (or the ISP subscriber) to civil and/or criminal liability and penalties. For more information about U.S. copyright law, please visit http://lcweb.loc.gov/copyright/ and http://www.copyright.gov/title17. * Some content found on file-sharing (P2P) networks may be reproduced, uploaded and downloaded. There are a significant number of copyright holders who have authorized the sharing of their content for non-commercial purposes, such as some content with Creative Commons format licenses§, and there is also content available in the public domain and not protected by copyright. Most commercially released popular songs, films, and software is NOT authorized for free redistribution but requires separate purchase or licensing. For Important Info on using P2P software Safely, Click Here. |
|||||||||||||||||||||||||||

قطار اسپانیایی
این ترانه یکی از بهترین کارهای کریس دی برگ است.
قطار اسپانیایی
کریستوفر دیویدسن در 15 اکتبر 1948 در آرژانتین بدنیا آمد، پدر و مادرش انگلیسی تبار بودند. پدرش دیپلمات بود و همین موضوع باعث شد تا او به کشورهای مختلفی سفر کند. و سرانجام زندگی اش را در ایرلند ادامه دهد. پدرش بنایی قدیمی را که یادگار قرن دوازدهم بود تبدیل به هتل کرد و کریس دی برگ در همان هتل اولین بار کنسرت های خود را برگزار کرد. از همانجا او ترانه سرایی و آوازخوانی را به عنوان کار اصلی اش قرار داد.
کریس دی برگ در کالج ترینیتی دوبلین زبان انگلیسی و فرانسه خواند و بعد از تجربه چند شغل مختلف مانند کار در رستوران همبرگری و کار در آرایشگاه به لندن رفت و اولین قراردادهایش را با شرکتهای ضبط موسیقی بست. در سال 1975 اولین آلبومش را با نام آن سوی حصار قلعه راهی بازار کرد، ترانه پرواز، یکی از ترانه های این آلبوم بزودی یکی از پرشنونده ترین ترانه ها شد و بیش از سی هفته در صدر جدول پرفروش ها باقی ماند. کریس دی برگ بخاطر توجهش به سیاست و روحیات مذهبی و انساندوستانه ای که دارد در بسیاری از وقایع سیاسی به نوعی واکنش نشان داده و همین ها نامش را در کشورهایی مانند ایران و لبنان مطرح کرده است. او در سال 1991 بعد از جنگ خلیج کریس دی برگ تمام عایدات ترانه حقیقت ناب را به پناهندگان جنگ بخشید. در حال حاضر کریس دی برگ یک چهره جهانی است و همواره جزو پرفروش های تاریخ موسیقی بوده است. کریس دی برگ همراه با همسرش دیان و سه فرزندش، رزانا، هابی و مایکل در آمرالد آیل ایرلند زندگی می کند.
با توجه به وجود چند زندگینامه خوب و مفصل و دقیق در مورد کریس دی برگ به زبان فارسی و در سایت های اینترنتی فارسی زبان ما به جای پرداختن به زندگی او مروری بر مضامین اشعارش می کنیم. برای به دست آوردن اطلاعات کاملی در مورد کریس دی برگ به مقاله مجله موسیقی ملل در مورد کریس دی برگ مراجعه کنید.
مضامین ترانه های کریس دی برگ
کریس دی برگ یک آوازه خوان نیکی و پاکی است، پدری وفادار، شوهری پاک و نجیب، مردی دیندار و مومن به اعتقادات دینی، معتقد به آرمانهای عدالت و آزادی، اهل مبارزه و جدال با ستمکاران، مخالف با فساد و پلیدی و در حقیقت یک معلم اخلاق. شاید به همین دلیل است که می توان فرض کرد او کشیشی است که برای نجات گرسنگان و کمک به بینوایان و مردم تنها با موعظه مردم به مسیح کمک می کند. ترانه های کریس دی برگ لحنی پیامبرگونه دارند، مثل موعظه یا خواندن کتاب مقدس و یا گفتن داستان های پیامبران برای شنوندگان مذهبی.
پس غریبه سخن آغاز کرد و گفت: نترسید
من از سیاره ای بسیار دور از اینجا آمده ام
و پیامی برای نوع بشر آورده ام
و ناگهان گوش نوازترین موسیقی ها فضا را پرکرد
بسیاری از ترانه های کریس دی برگ در مورد مسیح و آمدن اوست. او به ما این نوید را می دهد که مسیح خواهد آمد و ما را از فساد و فحشا و ظلم و بی عدالتی نجات خواهد داد. در ترانه منجی آمده است:
آه، پیام روشن است، وقت آن رسیده
تا منجی باز آید
و در ترانه پندار چنین می گوید:
صدای غرش تندری را شنیدم
و منجی مان را بر اسب کهر بنگر که بر آسمان ها می راند
در ترانه رستاخیز مسیح نیز این ترانه را می توان خواند:
برادر غذایی به من می دهی
و جامی شراب
از دیرباز
این راه را پیموده ام
بس شگفتیها دیده ام
اما عجیب ترین آنها
دیدن روی حضرت مسیح بود 
علیه جنگ و ظلم
کریس دی برگ در بسیاری از ترانه ها مستقیما به جنگ اشاره می کند، به ظلمی که جنگ در حق بچه ها و غیر نظامیان روا می کند و به جنگ اعتراض می کند، او در جریان جنگ خلیج جدا به این جنگ اعتراض کرد. ترانه های « این ترانه برای تو»، «مرز»، «صدای گلوله»، «با همه چیز وداع کن»، «دیشب» و « حقیقت ناب» بخشی از ترانه های ضدجنگ هستند که مرد پاکدل ایرلندی بارها آنها را خوانده و همواره در کنسرت های مختلف با استقبال دیگران از این ترانه هایش مواجه شده است.
از سوی دیگر کریس دی برگ در ترانه هایش یک آرمانگرای واقعی است، او در فکر در هم ریختن طرحی نو و استقبال از انقلاب است، انقلابی که بتواند جهان را دگرگون کند. او در ترانه« انقلاب» چنین می خواند:
اشکهای زیادی ریخته شده
کسان بسیاری را پیش از این از دست داده ایم
و حالا تسویه حساب خواهیم کرد
و توپهایمان غرش سرخواهند داد
انقلاب
انقلاب از دید او همان انقلاب کلاسیک است، انقلابی که در آن می توانیم انتقام بگیریم و دشمنانمان را بگذاریم پای دیوار و اعدام کنیم. مرد مسیحی ایرلندی به فکر روشن کردن آتش و شلیک کردن گلوله است:
غارتگران سرزمین مان را دربند خواهیم کرد
به خاطر سالها زیر سلطه بودن
درست وسط پیشانی اش را هدف بگیر
در بسیاری از ترانه های او از شعارهای دوران چپ یا چپ اروپایی اثری و ردی می توان یافت، شاید بیش از هر چیز احساس منجی بودن و نجات دیگران است که ترانه خوان را به سوی آرمانها می کشد:
به میلیونها نفری می پیوندم
که پیشاپیش من در مسیر آزادی گام برداشته اند
او با توصیف یک داستان هیجان انگیز از فرار گروهی از مبارزان در ترانه «گریز» می گوید:
این پیام را برای زندانیان بفرستید
امشب فرار می کنیم
کریس دی برگ اگرچه از نسل قدیمی های دوران موسیقی نیست، او همسن کوئین، یک نسل بعد از بیتلز و ترانه خوان دهه هشتاد است، اما در نگاهش همیشه نوعی تحسین نسل گذشته و بیان زشتی های دنیای جدید را می توان شنید. او تلویزیون را چشم شیطان می داند، هالیوود را راهی برای فریب دختران هفده ساله می داند( رجوع شود به ترانه حصار خاموشی) و معتقد است که نسل امروز نسل بدی شده است. او چشم به قهرمانان دیروز دارد....
اما کجایند آن قهرمانان....
نسل من راهش را گم کرده است....
مرد وفادار، پدر مهربان، شوهر پاکدامن
کریس دی برگ مظهر پاکی است، اشعارش را برای فرزندان و همسرش می سراید. او در ترانه برای رزانا، برای دخترش چنین می خواند: ترانه ای برای رزانا، دختر شیرین من/ کودکی که زندگیم را سرشار کرد و برای برادر رزانا( پسرش) در ترانه دیگری، با عنوان «به فاصله یک کلمه» می خواند: خواهرت رزانا زود خوابش برده/ حالا نوبت من است/ تا نجوا کنم که دوستت دارم، شب به خیر. او در ترانه دیگری می خواند: آن گاه به کودکانم عشق خواهم آموخت/ چون هر پدر دیگری/
چرا که ما جزئی از حیات هستیم. بی شک بسیاری از پیرمردها و پیرزن ها یا مردمان میانسال در اروپا هستند که مضامین کریس دی برگ را دوست بدارند و از آن لذت ببرند، او در ترانه ای دیگر پاکدامنی را به حد اعلا رسانده و می گوید:
... و اگر مردی به تو گفت که عشق باعث عذابت می شود
به او بگو: نه، زن من چیز دیگری است
کریس دی برگ در هرحال یک خواننده موفق امروز جهان است، در این هیچ شکی ندارم که قطار اسپانیایی یکی از بهترین کارهای کریس دی برگ و یکی از بهترین اشعار این سالها در ترانه سرایی است.
قطار اسپانیایی
قطار اسپانیایی است که حرکت می کند
از گوادال کیویر تا اولد سویل
و وقتی شب فرو می افتد، صدای سوتش برمی خیزد
مردم صدایش را می شنوند که همچنان در حرکت است....
از آن پس، آنان کودکان شان را می خوابانند
درها را قفل می کنند و به طبقه بالا می خزند
چنین گفته شده است که روح مرده ای
آن قطار را ده هزار بار به عمق می برد!!
سوزنبان در احتضار بود و همه کسانش در کنارش بودند
خانواده اش می گریستند، ناقوس عزا را پیش از آنکه بمیرد به صدا آورده بودند
اما بالای بسترش کسی منتظر بود تا بمیرد
شیطان، با برقی در چشمانش
« چه خوب! خدا این طرف ها نیست تا ببیند من چه چیزی پیدا کردم،
این یکی مال خودم است.»
خداوند ظاهر شد، همان زمان برقی زده شد و خود خدا ظاهر شد
بر سر شیطان فریاد زد:« پس به شب بی پایان بازگرد!»
اما شیطان فقط پوزخندی زد و گفت: شاید من گناه کرده ام،
اما لازم نیست برای من قلدری کنی،
اول من گرفتمش، پس تو می توانی بدترین تلاشت را بکنی
او به اعماق زمین می رود!!
« اما شاید یک شانس دیگر هم به تو بدهم»
شیطان این جمله را گفت و لبخند زد
آن نیزه مسخره را بینداز دور،
اصلا بهت نمی آید
اسمش ژوکر است، اسم بازی اش پوکر
ما همین جا کنار تخت بازی می کنیم
و سر بزرگترین شرط ممکن قمار می کنیم
روح این مرده!!
و من گفتم: خدایا! مواظب باش! او دارد برنده می شود،
خورشید در حال غروب است و شب فرا می رسد
این قطار مرگی به هنگام است، روح های زیادی در خطرند
آه! خدایا! او دارد برنده می شود!
و بعد، سوزنبان ورق ها را بر زد
و به هر کدام پنج ورق داد
و برای خدا دعا کرد
وگرنه قطاری که باید هدایتش می کرد.....
... شیطان سه آس آورد و یک شاه
و خداوند در پی جور کردن استریت بود،
او بی بی و سرباز و نه و ده دل داشت
و فقط یک هشت دل کم بود....
و خداوند یک ورق دیگر خواست
اما یک هشت خشت گرفت
و شیطان به پسر خدا گفت
فکر کنم می خواستی استریت کنی،
پس تا وقت باقی است یک ورق به من بده
تا ببینیم چه کسی شاه این بازی است
و در حالی که حرف می زد،
از خرقه اش یک آس دیگر بیرون کشید...
اولین بلوف ، روح ده هزار نفر بود،
و خیلی زود به پنجاه و نه تا رسید
اما خدا ندید که شیطان چه کرد
و گفت: همین کافی است!
من تا صد و پنجاه تا اضافه می کنم
و برای همیشه به گناهانت پایان می دهم
اما شیطان فریادی بلند کشید: دست من برنده است!
و من گفتم: خدایا! خدایا! اجازه دادی برنده شود؟
خورشید دارد غروب می کند و شب فرا می رسد
و این قطار مرگ همیشه به هنگام می رود، ارواح زیادی در قطارند
آه خدایا! نگذار برنده شود....
خوب! آن قطار اسپانیایی هنوز در حرکت است
از گوادال کیویر تا اولد سویل
و وقتی شب فرو می افتد، صدای سوتش برمی خیزد
و مردم از این که هنوز قطار حرکت می کند می ترسند...
و در دوردست، در گوشه ای
خدا و شیطان شطرنج بازی می کنند،
شیطان هنوز تقلب می کند و جان های بیشتری را از خدا می برد
و خدا، باز هم بهترین تلاشش را می کند....
و من گفتم: خدایا! خدایا! باید برنده شوی،
خورشید دارد غروب می کند و شب فرا می رسد
و این قطار مرگ هنوز به هنگام است، آه! روح من هم در قطار است
آه خدایا! تو باید برنده شوی...
Spanish Train
Chris de burg
There's a Spanish train that runs between
Guadalquivir and old Saville,
And at dead of night the whistle blows,
and people hear she's running still...
And then they hush their children back to sleep,
Lock the doors, upstairs they creep,
For it is said that the souls of the dead
Fill that train ten thousand deep!!
Well a railwayman lay dying with his people by his side,
His family were crying, knelt in prayer before he died,
But above his bed just a-waiting for the dead,
Was the Devil with a twinkle in his eye,
"Well God's not around and look what I've found,
this one's mine!!"
Just then the Lord himself appeared in a blinding flash of light,
And shouted at the Devil, "Get thee hence to endless night!!"
But the Devil just grinned and said "I may have sinned,
But there's no need to push me around,
I got him first so you can do your worst,
He's going underground!!"
"But I think I'll give you one more chance"
said the Devil with a smile,
"So throw away that stupid lance,
It's really not your style",
"Joker is the name, Poker is the game,
we'll play right here on this bed,
And then we'll bet for the biggest stakes yet,
the souls of the dead!!"
And I said "Look out, Lord, He's going to win,
The sun is down and the night is riding in,
That train is dead on time, many souls are on the line,
Oh Lord, He's going to win!.."
Well the railwayman he cut the cards
And he dealt them each a hand of five,
And for the Lord he was praying hard
Or that train he'd have to drive...
Well the Devil he had three aces and a king,
And the Lord, he was running for a straight,
He had the queen and the knave and nine and ten of spades,
All he needed was the eight...
And then the Lord he called for one more card,
But he drew the diamond eight,
And the Devil said to the son of God,
"I believe you've got it straight,
So deal me one for the time has come
To see who'll be the king of this place,
But as he spoke, from beneath his cloak,
He slipped another ace...
Ten thousand souls was the opening bid,
And it soon went up to fifty-nine,
But the Lord didn't see what the Devil did,
And he said "that suits me fine",
"I'll raise you high to a hundred and five,
And forever put an end to your sins",
But the Devil let out a mighty shout, "My hand wins!!"
And I said "Lord, oh Lord, you let him win,
The sun is down and the night is riding in,
That train is dead on time, many souls are on the line,
Oh Lord, don't let him win..."
Well that Spanish train still runs between,
Guadalquivir and old Saville,
And at dead of night the whistle blows,
And people fear she's running still...
And far away in some recess
The Lord and the Devil are now playing chess,
The Devil still cheats and wins more souls,
And as for the Lord, well, he's just doing his best...
And I said "Lord, oh Lord, you've got to win,
The sun is down and the night is riding in,
That train is still on time, oh my soul is on the line,
Oh Lord, you've got to win..."


تم اول از "رویای عشق"
