سه شنبه هشتم آذر 1384 ساعت 23:45
نگاهی به انوانسیونهای باخ
|
انوانسیونهای دو و سه صدایی باخ علاوه برای آنکه حاوی نکات زیاد آموزشی برای هنرآموزان سازهای کلاویه ای است، در عین حال جزو دسته کارهای زیبای باخ قرار دارد که ظرافت های کنترپوآنیک و ملودیک بسیار دارند، بگونه ای که برخی از آنها جزو شناخته شده ترین کارهای باخ به حساب می آیند. 15 انوانسیون دو صدایی که به Invention معروف بوده و نیز 15 انوانسیون سه صدایی که به Sinfonia معروف هستند، از جمله قطعاطی است که هر هنرآموز رشته نوازندگی پیانو می بایست اقلا" نیمی از قطعات هر کدام از این کتابها را در دوران فرا گیری پیانو تمرین کرده باشد. انواسیون دو صدایی شماره 1 نحوه شماره گذاری و ترتیب قرار گرفتن آنها بگونه ای است که گام های هر دو سری از این انوانسیون ها بصورت یکسان تغییر می کند. هر چند امروزه این آثار باخ برای آموزش در دو مجلد جداگانه منتشر می شود اما شواهد زیادی در دست است که در نسخ قدیمی و دستی در صفحه مقابل هر یک از انواسیون های دو صدایی یک انواسیون سه صدایی قرار داشته است و هدف از آن توجیه فرم های حرکتی ملودی در مقابل هم بوده است. انواسیون های باخ همانند کتاب "کلاویه خوش آهنگ" (Well-Tempered Clavier) پس از مرگ باخ گردآوری شد. واقعیت آن است که پس از مرگ باخ در سال 1750 تا سالها بسیاری آموزگاران موسیقی از روی نسخ خطی از انوانسیون های باخ برای آموزش شاگردان خود استفاده می کردند و انتشار رسمی آنها با نام باخ به سال 1801 میلادی باز میگردد. انواسیون سه صدایی شماره 7 انوانسیون دو صدایی شماره یک - دست خط باخ نکته مهمی که در فرا گیری انواسیون ها باید به آن اشاره کرد، یافتن کلید نواختن این قطعات است. شاید در نگاه اول نواختن تمیز و خوش آهنگ این قطعات کار بسیار سختی بنظر آید اما بدون شک، هنرجویانی که همه این قطعات را اجرا کرده اند بخوبی می دانند که پس از اجرای سه، چهار قطعه از هر سری - دو و سه صدایی - هنرجو با تکنیک نواختن آنها آشنا می شود و حتی ممکن است بتواند از پیش تشخیص دهد که جملات آتی چگونه حرکتی خواهند داشت. انواسیون دو صدایی شماره 12 اینکه چرا باخ نام این سری کارهای خود را صدایی Invention/Sinfonia گذاشته خیلی مشخص نیست. تنها در نسخه دست خط باخ در ابتدای صفحه اصطلاح "Inventions and Sinfonias " قرار داشته است. لغت Invention در زمان باخ از جمله لغات پیچیده و سنگین علوم ادبی بوده است و احتمالی که داده می شود آن است که باخ از این لغت به معنی آموزش مستقیم و سر راست یعنی اصطلاح Straightforward Instruction استفاده کرده است. یعنی اینکه چگونه میتوان با استفاده از کنترپوآن یک ایده ساده موسیقی را به یک قطعه تبدیل کرد. بنابراین بوضوح مشخص است که باخ این قطعات را هم برای هنرجویان نوازندگی و هم برای هنرجویان آهنگسازی تهیه و تنظیم کرده است. اما لغت Sinfonia که در انگلیسی اصطلاح سمفونی هم از همین ریشه گرفته شده است، بیشتر تکیه بر چند صدایی بودن انوانسیون های دو صدایی را دارد و بسیاری هنوز این مجموعه از کارهای سه صدایی باخ را بجای Sinfonias، انوانسیون های سه صدایی می نامند. |
سه شنبه هشتم آذر 1384 ساعت 23:35
دست نوشته بتهوون در کتابخانه یک مدرسه
|
در خبرهای روز گذشته داشتیم که یک قطعه موسیقی دست نویس از لودویگ وان بتهوون که شامل یکی از انقلابی ترین آثار اوست، توسط یک کتابدار که به تمیز کردن قفسه های کتابخانه یک مدرسه علوم دینی در پنسیلوانیا مشغول بود، کشف شد؛ این قطعه مدتی بیش از یک قرن بود که مفقود شده بود. عقیده متخصصین بر این است که این دست نوشته 80 صفحه ای که نسخه ای از Grosse Fuge - نوعی کوارتت زهی - برای پیانو است، توسط شخص بتهوون نوشته شده است. تاریخ این نوشته مربوط به آخرین ماههای حیات این موسیقی دان برجسته و زمانی است که او کاملا ناشنوا شده بوده است. این اثر بنا به گفته محققین یک "کشف فوق العاده" و "بسیار با اهمیت" شناخته شده است. این قطعه گمشده در ماه جولای، توسط هیتر کاربو (Heather Carbo)، کتابدار کتابخانه مدرسه دینی پالمر Palmer، که مشغول تمیز کردن قفسه آرشیو بود، یافته شد. او گفته است: "این نوشته همانجا روی قفسه بود، من کاملا شوکه شده بودم، من چیزهایی درباره یک دست نوشته بتهوون شنیده بودم، بنابر این بلافاصله چیزی را که یافته بودم تشخیص دادم." سرگذشت این دست نوشته از زمانی که در سال 1890 در برلین نوشته شده است یکی از اسرار تاریخ موسیقی به شمار می رفته است. بنا به گزارش نیویورک تایمز، اکثر نتها با جوهر قهوه ای نوشته شده اند و با دستی خشمناک در گوشه و کنار پراکنده شده اند. این قطعه دارای خط خوردگیها و اصلاحات فراوان است. دست نوشته Grosse Fuge به عنوان قطعه پایانی کوارتت زهی در سی (B) ماژور و در حدود 130 سال پیش، تکمیل شده است. بتهوون نوشتن این کوارتت را در ماه مه (اردیبهشت) 1825 آغاز کرده و آنرا در سپتامبر(شهریور) همان سال به پایان رسانده است. این اثر بین موسیقیدانان شهرت بدی دارد زیرا اثری بسیار مشکل است و گفته میشود هنگامی که برای اولین بار به اجرای عمومی درآمده است، شنوندگان تنها برای دو موومان آن تقاضای تکرار کرده اند. اما با وجود انتقادهای شدیدی که در آن زمان از این اثر شد، امروز آنرا به عنوان یکی از مهمترین کارهای بتهوون میشناسند. تصویری از دست نوشته بتهوون این آهنگساز بعدها یک نسخه مخصوص پیانو از این اثر تهیه کرد، که همان نسخه یافته شده در پنسیلوانیا است. یکی از مسئولین حراج مهم آثار هنری سوتبی (Sotheby)، گفته است که در اسناد موجود تنها یک شرح کوتاه از این قطعه وجود دارد و آن هم در یک کاتالوگ سال 1890 است و محققین آثار بتهوون هرگز چیزی درباره آن شرح نداده اند. این کشف، لزوم یک ارزیابی مجدد درباره این موسیقی شگفت آور را به وجود آورده است. ماینارد سولومون (Maynard Solomon)، شرح حال نویس و یک متخصص بتهوون با شهرت جهانی، بعد از دیدن صفحاتی از این دست نوشته آنرا کشفی بسیار مهم خواند و گفت: " این دست نویس در شرایطی عالی است و حاوی تعداد زیادی قطعات جذاب بوده و میتواند موضوع بسیاری تحقیقات و تحلیلهای مهم باشد زیرا یافته شدن آن، یک خلا اطلاعاتی بزرگ در تاریخ آهنگسازی این هنرمند را پر نموده است و یکی از آثار مهم بتهوون است." این قطعه که دارای اصلاحات، پاک شدگیهایی که موجب دویدن جوهر و سوراخ شدن کاغذ شده اند و دوباره نویسی های متعدد است و همچنین صفحاتی که بعد نوشته شده و در محل مناسب، در بین صفحات چسبانیده شده اند، میزان وسواس و دقت او را در تجدید و اصلاح موسیقی اش نشان میدهد. حالات روحی بتهوون هم در شیوه نوشتن او کاملا مشهود است زیرا هرچه موسیقی قدرتمندتر و شدیدتر میشود، نتها هم درشت تر نوشته شده اند. ریچارد کریمر (Richard Kramer)، موسیقی شناس دانشگاه نییورک گفته است: "آنچه این سند به ما داده است، بینشی نادر در روند غیرقابل دسترسی و ناشناسی تصمیم گیری است که در طی آن موومانهای این کوارتت بسیار پیچیده به اثری برای دو نوازی پیانو تبدیل شده است." این دست نوشته آخرین بار در سال 1890، در حراجی در برلین دیده شده است و در طی آن توسط یک کارخانه دار و سازنده سرودهای روحانی به نام ویلیام هوارد دوان William Howard Doane، خریداری شده است. |
سه شنبه هشتم آذر 1384 ساعت 23:29
سرنوشت او از پیش رقم خورده بود
|
بیزت همانند موتزارت و مندلسون از جمله موسیقیدانان زود رس بود و معروف است که او در سن چهار سالگی می توانست نت های موسیقی را بخواند و بنویسد. پدرش با شناختی که از او داشت اغلب مانع از این می شد که جورج کوچک اوقات خود را به چیزی غیر از موسیقی بپردازد، به همین دلیل می توان گفت که سرنوشت او از پیش رقم خورده بود. بسیاری جورج بیزت فرانسوی را فقط با اپرای کارمن می شناسند اما در این میان نباید از وجود نبوغ و زیبایی در سایر کارهای او غافل ماند. در 25 اکتبر سال 1838 بدنیا آمد (دو روز دیگر برابر است با یکصد و شصت و هفتمین سال تولد او) ، مادرش یک نوازنده پیانو بود و پدرش آواز می خواند و موسیقی می ساخت. Symphony No. 1 in C - Allegro ده ساله نشده بود که از طرف کنسرواتوآر پاریس مورد ستایش قرار گرفت وی در آنجا به تحصیل کنترپوآن و آهنگسازی می پرداخت و زیر نظر معلم پیانو بنام مارمونتل (Marmontel) تبدیل به یک پیانیست با استعداد و درخشان شد. از همان سالهای اولیه تحصیل در کنسرواتوآر پاریس استعداد خود را در آهنگسازی به نمایش گذاشت. مثال بارز آن سمفونی در دو ماژور است که در 17 سالگی آنرا تهیه کرد اما تا سال 1935 اجرا نشد. اپرای دون پروکوپیو (Don Procopio) که در اوایل 20 سالگی تهیه شد دلیل دیگری بر توانایی های ذاتی بیزت در آهنگسازی است، این اپرا نیز تا سال 1906 اجرا نشد. بسیاری معتقد هستند اغلب ترس بیزت از اینکه منتقدین به او ایراد بگیرند که برخی کارهایش تکراری یا تقلیدی هستند باعث می شده تا وی از اجرای آنها تا مدتها - حتی تا زمانی که زنده است - خود داری کند. سمفونی دوست داشتنی در دو ماژور - شماره یک - از اینگونه قطعات است که تحت تاثیر بسیار زیاد بیزت از استاد موسیقی اش گونود (Gounod) تهیه شده است. در واقع اگر شما این سمفونی را گوش کنید احتمالآ بیاد همه بزرگان موسیقی چون بتهوون، هایدن، مندلسون، شومان، شوبرت، موتزارت و البته سمفونی در ر ماژور از گونود خواهید افتاد. Symphony No. 1 in C - Allegro Vivace در سال 1857 از آفن باخ (Jacques Offenbach) که به همراه برادر خود در کنسواتوآر پاریس بعنوان استاد مشغول تدریس و نوازندگی سازهای زهی بودند، مفتخر به دریافت جایزه Prix de Rome برای تهیه اپرای یک صحنه ای "معجزه یک پزشک" (Le Docteur Miracle) شد. دریافت جایزه به او این امکان را داد که برای ادامه تحصیل موسیقی برای مدت سه سال به ایتالیا - رم سفر کند. بازگشت او از رم تقریبآ مصادف بود با مرگ مادرش در سال 1861. پس از این واقعه او دیگر هرگز پاریس و اطراف آنرا ترک نکرد. 1868 سال بحران برای بیزت بود. سالی که کارهای بی نتیجه او به اوج رسید و در یک تغییر و تحول روحی - مذهبی قرار گرفت. هرچند نتیجه این بحران در نهایت به نفع او بود و رشد عمیقی در موسیقی را موجب شد. در سال 1869 با دختر یکی از معلم های سابق خود ازدواج کرد، یکسال بعد به دلیل بروز جنگ Franco-Prussian بعنوان داوطلب به خدمت سربازی در گارد ملی کشورش رفت. Franco-Prussian جنگی بود که میان فرانسه و برخی از ایالتهای آلمان رخ داد. او در این مدت کمتر فرصت آهنگسازی داشت اما توانست در سال 1871 یک سوئیت زیبا برای پیانو بنام "بازیهای کودکان" (Jeux d'enfants) را تهیه کند. |


انواسیون دو صدایی شماره 1