شنبه نوزدهم آذر 1384 ساعت 23:50
|
همانطور که در خبرها خواندید، علی رهبری رهبر دائم ارکستر سمفونیک تهران که چندی پیش با علاقه و اشتیاق فراوان به ایران آمده و سکان ارکستر را به دست گرفته بود با انتشار نامه سرگشاده خود به وزیر ارشاد، تهران را به قصد اتریش ترک کرد؛ اما شجریان که تا قبل از کنسرت اخیر خود مایل به اجرای برنامه در ایران نبود، کنسرتهایی را در تالار وزارت کشور به روی صحنه می برد! فعالیت های علی رهبری در خارج از ایران ادامه می یابد... (خبر از پژمان اکبرزاده ) علی رهبری، رهبر ارکستر و آهنگساز برجسته ایرانی که پس از به توافق نرسیدن با مسئولان ایرانی برای رهبری ثابت ارکستر سمفونیک تهران به تازگی ایران را ترک کرده، هفته آینده در روزهای هشتم و نهم دسامبر (هفدهم و هجدهم آذر) در مراسم بزرگداشت ولفگانگ آمادئوس موتسارت در ترکیه برنامه خواهد داشت. در این مراسم، علی رهبری همراه با پاول بادورا اسکودا (Paul Badura Skoda) که از برجسته ترین و همچنین سالخورده ترین پیانونوازان اتریشی است و شهرت بسیاری در زمینه اجرای آثار موتسارت دارد کنسرت خواهد داشت. این دو هنرمند از سوی دولت اتریش برای کنسرت در مراسم بزرگداشت این آهنگساز اتریشی با ارکستر ریاست جمهوری در آنکارا (Presidential Symphony Orchestra) به ترکیه اعزام شده اند. در برنامه مذکور، دیورتیمنتو Divertimento 136 برای ارکستر و کنسرتو پیانو در رِ مینور 466 اثر ولفگانگ آمادئوس موتسارت نواخته خواهد شد. کنسرت شجریان، علیزاده و کلهر به اجرا درآمد هشتم آذر محمد رضا شجريان همراه با حسين عليزاده، کيهان کلهر و همايون شجریان به اجرای برنامه در تالار وزارت کشور پرداختند. این کنسرت پس از برنامه مشهور "هم نوا با بم" که به نفع آسیب دیدگان زلزله بم اجرا شد، اولین کنسرت شجریان در ایران است. این کنسرت در سه آواز اصفهان، دشتی، بيات ترک و افشاری اجرا شده که در این برنامه از تعدادی از ساخته های حسین علیزاده به همراه قطعاتی از آهنگسازان قدیمی ایران روی صحنه رفته است. این کنسرت با تکنوازی تار حسین علیزاده آغاز شد و در قسمت بعدی کل گروه به روی سن آمد به به همنوازی پرداخت. در پایان این برنامه گروه با تشویق حضار روی سن آمده و به اجرای تصنیف "دوش دوش" در افشاری (از ساخته های علی اکبر شیدا) میپردازد ولی با این حال بینندگان باز تقاضای "مرغ سحر" می کنند که این تصنیف را هم مینوازد. پیشتر محمدرضا شجریان در مصاحبه های خود انتقاداتی از شیوه نا مناسب برگذاری کنسرت در ایران داشت که حتی در پایان فیلم "هم نوا با بم" هم بر این نکته تاکید کرد؛ تا جایی همواره اجرای کنسرت در ایران را رد میکرد. از همین روی با اجرای این برنامه علاقمندان به موسیقی ایرانی را شگفت زده کرد. مطالب مرتبط : - نامه سر گشاده علی رهبری به وزير فرهنگ و ارشاد - علی رهبری: اینجا مثل آپارتاید در آفریقای جنوبی شده ! - علی رهبری: رحمت الله بدیعی بهترین نشان است - خواهران رهبری - علی رهبری و موسیقی صلح - نگاهی به حاشیه کنسرت علی رهبری |
چهارشنبه شانزدهم آذر 1384 ساعت 0:51
پیانو - کوک ، قسمت دوم
|
پیانو چه مواقعی نیاز به کوک کردن دارد؟ Steinway & Sons می گوید : "مهم نیست که پیانو شما از چه مارکی باشد، چه کسی آنرا قبلآ کوک کرده باشد و در چه شرایط آب و هوایی باشد. طبیعت پیانو در این هست که به تدریج از کوک خارج شود." بنابراین نباید انتظار داشت که حتی بهترین پیانو ها دیر به دیر کوک شوند. سازندگان بزرگ پیانوهای خوب همانند Steinway & Sons ، Yamaha ، Baldwin ، Schimmel و ... همگی اتفاق نظر دارند که یک پیانو باید حداقل دو بار در سال کوک شود. اما ممکن است شما یکی از همین مارکهای خوب پیانو را داشته باشید و بگویید که ساز من کوک خود را طی یکسال حفظ می کند. باید گفت اینگونه نیست! از آنجایی که پروسه خارج شدن کوک - در صورتی که تغییر ناگهانی به ساز اعمال نشود - تدریجی است گوش شما اغلب قادر به تشخیص آن نخواهد بود و یک ناظر خارجی و متخصص بسادگی می تواند تشخیص دهد که ساز شما از کوک خارج است یا خیر. لذا طبق توصیه سازندگان حداقل دو بار در سال پیانو خود را کوک کنید. اما چنانچه پیانو توسط یک فرد حرفه ای و روزانه بیش از 3-4 ساعت استفاده میشود و یا کاربری آن مانند پیانو یک آموزشگاه است، ممکن است لازم باشد بیش از 4 بار درسال به کوک شود چرا که استفاده زیاد از پیانو بخصوص در فصولی که رطوبت هوا زیاد است به شدت بر روی کوک پیانو تاثیر می گذارد. آیا با کوک نکردن پیانو مشکلی برای ساز بوجود می آید؟ یک ورزشکار هنگامی که برای مدت زیاد ورزش نکند دیگر نمی تواند خیلی سریع به اندازه اولیه خود باز گردد و لازم است که برای مدتی از ورزشهای سبک شروع کند تا نهایتآ به شرایط اولیه بازگردد. برای پیانو هم تقریبآ همین موضوع صادق است. سیم های پیانو از لحاظ فیزیکی باید همواره تحت کشش مشخصی باشند و چنانچه ساز برای چندین سال کوک نشود کشش روی سیم ها کم شده و برای بازگرداندن ساز به کوک استاندارد، ممکن است چند هفته کار لازم باشد. سیمها در مدتی که پیانو در خواب بوده از حالت تعادل در کشش کوک درست به حالت تعادلی در یک کشش کمتر عادت کرده اند و بازگرداندن آنها به وضعیت جدید زمان می خواهد و با یک کوک اینکار ممکن نخواهد بود. پیانو را هنگام جابجایی حتمآ با پتو محافظت کنید. آیا حرکت دادن پیانو کوک را تغییر می دهد؟ نکته بسیار مهم هنگام جابجایی پیانوکاملآ بستگی به این دارد که با چه مهارتی ساز جابجا شود. اگر ساز را در محدوده کوچکی فقط روی چرخهایش تکان دهیم به احتمال زیاد تغییری در وضعیت کوک رخ نخواهد داد. اما اگر ساز را با پیچ و تاب زیاد یا در فواصل طولانی جابجا کنیم ضربات احتمالی ممکن است باعث تغییراتی هر چند کوچک در صفحه صدای (Soundboard) یا سایر قسمتهای ساز شود که می تواند عاملی برای از کوک خارج شدن باشد. بخصوص اگر وضعیت محیطی ساز تغییر کند. مثلآ از یک اطاق با کولر آبی به یک اطاق با کولر گازی منتقل شود بدون شک روی کوک ساز تاثیر خواهد گذاشت. نکته مهم آن است که در اینگونه موارد باید بگذاریم ساز برای مدتی به حال خود بماند و از لحاظ فیزیک خود را با شرایط محیط منطبق کند بعد اقدام به کوک مجدد ساز بنماییم. پیانو بهترین دوست و همدم یک نوازنده است و جدای از این مسئله به دلیل گران قیمت بودن این ساز، به هنگام نقل و انتقال آن همواره از افراد و تیم های مجرب استفاده کنید. لحظه ای درنگ نکنید و بخاطر چند هزار تومان بالا یا پایینتر انتقال ساز خود را به دست افراد کم تجربه نیندازید. متاسفانه در همین شهر تهران شاهد آن بوده ایم که به دلیل کم تجربگی هنگام پایین آوردن ساز از وانت، ساز رها شد و بر زمین افتاده و یا به هنگام عبور دادن ساز از پای پیچ پله ها آنرا به در و دیورا کوبانده اند. اگر تیم جابجا کننده برای جابجایی از تسمه هایی که روی دوش کارگران می افتد استفاده نمی کند، به هیچوجه کار را به آنها محول نکنید. حتمآ از تیم جابجا کننده ساز بخواهید که روی ساز شما پوشش کلفت برزنتی یا پتو بکشند چرا که گوشه های ساز بخصوص در کنار پایه های جلویی همواره در خطر برخورد با دیوار هستند. همچنین کارگرانی که ساز را حمل می کنند اغلب روی پله ها، برای استراحت، کف پیانو را به زمین می کشند و باعث خرابی کف آن می شوند. بنابراین با دقت همواره بالای سر افراد جابجا کننده ساز و در مواقع مورد نیاز به آنها تذکر دهید. با وجود سنگینی ساز (بطور متوسط 250 کیلوگرم)، دو یا حداکثر سه نفر برای جابجایی پیانو کافی هستند و اگر با تجربه باشند بسادگی مثل آب خوردن ساز را جابجا می کنند اما اگر بی تجربه باشند، هر چند نفر هم کمک داشته باشند نمی توانند ساز را جابجا کنند. در کشورهای پیشرفته شما می توانید پیانو خود را هنگامی که می خواهید از یک نقطه شهر به نقطه دیگر منتقل کنید، بیمه نموده با خیال راحت دست به اینکار بزنید. اما متاسفانه در ایران شرکت های بیمه چنین پوششی را نمی دهند. |
چهارشنبه شانزدهم آذر 1384 ساعت 0:48
پیانو - کوک ، قسمت اول
یک نوازنده خوب پیانو به احتمال زیاد نمی تواند ساز خود را کوک کند و یک تکنیسین کوک پیانو یقینآ نمی تواند خوب ساز بزند. کوک استاندارد برای پیانو هنگامی است که نت لا در اکتاو میانی، صوت موسیقی با فرکانسی معادل 440 هرتز را تولید کند. اینکه این فرکانس از کجا آمده است، داستان مفصلی دارد اما همین بس که در این فرکانس قدرت و رنگ صدای نت ها بهتر خود را نشان می دهد و پس از جنگ جهانی اول بعنوان استاندارد کوک شناخته شده است. کوک کردن پیانو پیچیده تر از سایر سازهای زهی است اغلب سازهایی که عامل تولید صدا در آنها سیم های زهی هستند - مانند ویولن، سنتور، گیتار و ... - معمولآ توسط نوازنده کوک می شوند اما پیانو اینگونه نیست. وسعت صوتی این ساز از حدود 27 هرتز شروع می شود و تا حدود 3500 هرتز ادامه دارد و بعلت پیچیدگی ساختاری که دارد معمولآ برای کوک نیاز به تکنیسین مجرب دارد. ممکن است کلاویه های مختلف ساز شما نسبت به هم متعادل باشند و مشکل هارمونیک نداشته باشند در این حالت نواختن موسیقی با این ساز برای خیلی از افراد عادی طبیعی بنظر خواهد رسید اما یک گوش دقیق تفاوت pitch این ساز را با یک ساز استاندارد بخوبی تشخیص می دهد. با توجه به کیفیت مواد و قطعاتی که در ساخت پیانو بکار برده می شود هر چند مدت یکبار باید ساز را کوک کرد. گذشت زمان اغلب باعث می شود که کوک انواع سازهای زهی بیفتد و برخی از سیم ها پایین تر از آنچه باید نوسان کنند، و نتیجتآ نت بم تری را تولید کنند. پیانو نیز از این قاعده مستثنا نیست و پیچیدگی های بیشتری دارد، چرا که تقریبا" به غیر از یک اکتاو پایین پیانو، هر کلاویه در سایر اکتاوها از دو یا سه سیم تشکیل شده است و از آنجا که معمولآ سیمها یکسان از کوک خارج نمی شوند، حتی نواختن یک نت نیز می تواند صدای غیر قابل تحملی را ایجاد کند. یک پیانو امروزی با 88 کلاویه معمولآ حدود 220 تا 230 سیم زهی برای تولید صدا دارد. چرا کوک کردن پیانو زمان زیادی لازم دارد؟ کوک پیانو معمولآ در چند مرحله انجام می شود. اگر شاهد کوک کردن حرفه ای یک پیانو بوده باشید حتمآ تعجب کرده اید که چرا تکنیسین پیانو چند بار بصورت رفت و برگشت ساز را کوک می کند. (اگر اینکار را نمی کند حتمآ در مهارت او و گوش موسیقی خود شک کنید!) دلیل آن این است که مجموع سیمهای پیانو فشاری در حدود 16 هزار کیلوگرم به اتصالات و صفحه چدنی نگهدارنده سیم ها وارد می کند. بنابراین بدیهی است که فشار وارده به مجموعه، هنگامی که از سمت سیمهای باس به سمت سیمهای ریز برای کوک کردن حرکت می کنیم تغییر می کند و در نهایت روی کوک سیم های قبلی تاثیر می گذارد. به همین دلیل یک تکنیسین مجرب معمولآ مجبور است چند بار با حرکت رفت و برگشت کوک هر کلاویه را کنترل و در صورت نیاز تصحیح کند. کوک پیانو به آچار مخصوص احتیاج دارد. استفاده از انبردست برای تنظیم یک سیم باعث آسیب دیدن پین های نگهدارنده سیمها می شود. رفتار پیانو های نو علت این امر این است که اغلب قسمتهای پیانو از چوب تشکیل شده و چنانچه در مراحل پخت چوب و خارج کردن آب از آن کاستی صورت بگیرد، این قطعات بسادگی می توانند تحت فشار سیمها تغییر حالت دهند. سیم های زهی نو نیز برای رسیدن به یک حالت پایدار نیاز به تحمل کشش برای مدت طولانی دارند. لذا مجموع عوامل فوق ممکن است باعث شود که کوک یک پیانو نو در سال اول به چندین بار کوک شدن نیاز داشته باشد. هرچند امروزه تکنولوژی قطعات و نحوه ساخت پیانوها بسیار پیشرفت کرده است اما این قاعده هنوز وجود دارد که یک ساز (پیانو) نو ممکن است طی یکی دو سال اول بیش از حد معمول از کوک خارج شود. میزان دفعات و مقدار خارج شدن از کوک کاملآ به کیفیت ساخت و نحوه نگهداری شما از ساز بستگی دارد. بگونه ای که یک ساز مرغوب ممکن است طی یک سال هم کوک اولیه خود را نگه دارد و صدای قابل قبولی را تولید کند و برعکس یک پیانو نامرغوب ممکن است در کمتر از یک ماه کوک خود را بکلی از دست بدهد. یک راهنمایی ساده برای پیانو های نو اگر پیانو شما از مارکهای خوب ژاپنی یا آلمانی موجود در بازار کشور است، در شرایط عادی قاعدتآ نباید در سال اول به بیش از دوبار کوک کردن احتیاج داشته باشد. پیانوهای خوب کره ای و انواع پیانو های مرغوب اروپای شرقی که در بازار موجود هستند نباید به به بیش از سه یا چهار کوک در سال اول داشته باشند. سایر پیانو های تقریبآ ارزان قیمت ساخت کشورهای چین و آسیای میانه که در بازار ایران موجود است ممکن است حتی به هر یکی دو ماه یکبار کوک نیاز داشته باشند. دقت کنید که همانطور که گفتیم کوک ساز علاوه بر کیفیت آن به شرایط آب و هوایی و نحوه نگهداری آن بستگی دارد و مواردی را که در بالا برشمردیم تنها برای بدست آوردن ایده از میزان احتمالی نیاز به کوک ساز بود. اما توجه کنید که اگر ساز شما به بیش از مواردی که برشمردیم نیاز به کوک دارد، حتمآ مشکلی در ساز یا نحوه نگهداری آن وجود دارد. تاثیر رطوبت انبساط نسبی چوب - بخصوص صفحه صدا (Sound Board) - به دلیل افزایش رطوبت محیط می تواند باعث ایجاد کشش بیشتر در سیم ها و نهایتآ بالا رفتن فرکانس کوک نت ها شود. چرا که سیم ها نسبت به افزایش یا کاهش رطوبت واکنش خاصی از خود نشان نمی دهند. بنابراین همواره سعی کنید که برای پیانو خود شرایط محیطی ثابتی را فراهم کنید. فراموش نکنید که قراردادن ظرف آب برای تنظیم رطوبت درون پیانو از بزرگترین اشتباه ها است چرا که اگر چنین چیزی لازم حتمآ کمپانی های سازنده پیانو تاکنون فکری بحال آن کرده بودند. بالا بردن فرکانس چیست؟ پس از گذشت مدت طولانی از کوک کردن پیانو، ممکن است کلیه نت های آن از کوک استاندارد فاصله زیادی گرفته باشند. در این حالت نمی توان بسادگی کوک معمولی ساز را کوک کرد و لازم است عملیات خاصی با عنوان Pitch Raising روی ساز انجام گیرد. پیانویی که مدتها کوک نشده باشد معمولآ رفتاری شبیه به یک پیانو نزدیک به نو از خود نشان می دهد و لازم است کوک دقیقی روی آن انجام شود و شاید لازم باشد که فواصل نزدیک به هم چند برنامه کوک برای آن در نظر گرفته شود. نباید فراموش کنیم که بسیاری از پیانوهای قدیمی توانایی تحمل فشار کوک استاندارد را ندارد و نمی توان روی آنها Pitch Raising انجام داد، لذا معمولآ آنها را پایین تر از حد استاندارد کوک می کنند. |
چهارشنبه شانزدهم آذر 1384 ساعت 0:44
|
اگر موسیقی دان گمنام قرون وسطی که تنها هدفش ظاهرآ خدمت در راه خدا و تامین امر معاش بود و فقط بر حسب تصادف احساسات شخصی خود را در تصنیفاتش بیان می کرد را استثنا کنیم، واگنر در نقطه مقابل کلیه موسیقیدانهای دیگر ایستاد. همه موسیقیدانها همانند همه مردم عادی احساسات داشتند اما تا پیش از واگنر اغلب قریب به اتفاق آنها مجبور بودند که احساس خود را در لفافه بیان کنند.
با ظهور ریچارد واگنر داعیه استقلال طلبی موسیقی دان، بعنوان هنرمند به مرحله نهایی رسید. در واقع باید گفت که با ظهور او، موسیقی دان بعنوان یک هنرمند، نه تنها آزادی اجتماعی بدست آورد بلکه تا پایه خدایان مورد ستایش قرار گرفت. بتدریج که موسیقی از لحاظ فنی غنی تر شد، فرصت بیان احساسات شخصی هم افزایش پیدا کرد تا جایی که در زمان بتهوون بیان احساسات شخصی در موسیقی بقدری زیاد شد که امروزه یک محقق مجرب می تواند شرح احوال روحی آن مصنف بزرگ را از تغییراتی که در حالت موسیقی او طی زمان رخ داده است؛ استنباط کند. خوشبختانه موقعی که نیروی آفرینش واگنر به اوج کمال رسید برای بیان تنگ حوصلگی و هیجانات روحی اش این فرصت و امکان از زمان بتهوون به نسبت افزایش آن از زمان اولاندو دی لاسو (Orlando di Lasso موسیقی دان اروپایی قرن شانزدهم اهل کشور بلژیک امروز) تا بتهوون بیشتر بود. وجود واگنر در دوره قرون وسطی غیر قابل تصور است چون تنها کاری که می توانست انجام دهد این بود که از فشار روحی منفجر شود. واگنر بقدری مجذوب نفس خود بود که نظیرش در هیچ دوره ای از ادوار تاریخ بشر یافت نمی شود، چون در هر نغمه ای از آهنگهایی که تصنیف می کرد قسمتی از تمایلات شدید خودخواهانه مادام العمر خود را نمودار می ساخت. البته بدیهی است که ظهور و نمود اشخاصی مانند واگنر تنها هنگامی میسر است که یک سلسله از قید و بندهای اجتماعی از بین رفته باشد. واگنر نه فقط اصرار می روزید ثابت کند که تمام افراد بشر حتی پادشاهان از لحاظ اجتماعی با یکدیگر برابرند، بلکه گاه از این هم تجاورز می کرد و معتقد بود که خود او از کلیه افراد بشر برتر است. به عبارت دیگر در راه تامین حقوق و امتیازات خاصه نوابغ پافشاری می کرد. در مقابل؛ تعبیر "حقوق و امتیازات خاص نوابغ" برای فردی همانند باخ کاملآ بی معنی بود و حتی هندل هم که در دنیای نسبتآ پر تجمل و فریبنده انگلستان سده هجدهم بسر می برد نیز فقط یک استنباط محدود و مختصر از آن داشت. هایدن وضع اجتماعی خود را بعنوان نوکری در یک خاندان سلطنتی، بدون چون و چرا پذیرفته بود و تصور پیشوایی و پیش قدمی در عالم موسیقی مطلقآ به ذهنش خطور نمی کرد. تنها هنگامی که یک اتفاق مساعد موجب آزادی او شد تا حدی پر و بال پیدا کرد. موتزارت واقعآ از ضعف و بی نیرویی از جهان رفت زیرا شخصیت خارق العاده و بی سابقه او با شرایط ارباب و رعیتی آن زمان وفق نمی کرد. لئوپولد (پدرش) افتخار می کرد که در خدمت شاهزاده ای بسر برد در حالی که حتی فکر آن هم پسرش (موتزارت) را از خشم به لرزه در می آورد؛ لیکن او نیرو و توان مقابله با این وضعیت را نداشت. بتهوون این وضعیت را درهم شکست. البته نباید تصور کرد که اینکار را به تنهایی انجام داد. گذشت زمانه چنین تحولی را مناسب و مقتضی ساخته بود و عده بسیاری در مراحل و مشاغل مختلف در راه رهایی خود از این قید و بندها در کوشش و تلاش بودند، و هنگامی که سد شکسته شد، اقدام بعد فقط این نبود که خود مختاری موسیقیدان تضمین شود؛ بلکه لازم بود تا امر معاش او نیز تامین شود و هاله ای از نور چون اولیاء خداوند گراداگرد چهره اش بگذارند. واگنر اعتقاد داشت که مرد بزرگی است و برای ابناء بشر پیامی دارد و دنیا آنقدر به وی مدیون است که باید امر معاشش را تامین کند. او برای اینکه جهانیان را به این حقایق آگاه سازد مدتی طولانی صرف کرد و این امر با خلق و خو و روحیه ای که داشت برای او بسیار خطرناک بود. اما نکته جالب توجه در باره واگنر آن است که پس از اینکه با این افکار و عقاید خارق العاده شروع بکار کرد، درست با همان ارزشی که برای خود فرض می کرد، خود را به جهانیان تحمیل نمود و آنقدر زنده ماند تا ستایش در حد پرسش مردم را هم بخود ببیند. |
چهارشنبه شانزدهم آذر 1384 ساعت 0:42
کنسرتو ویولن بتهوون
|
ضربات کوتاه تیمپانی آغازگر موسیقی ایست که گرچه در زمان حیات مصنف خود بیش از یک بار اجرا نشد و تا سالها بعد از آفرینشش فراموش گشت، امروزه جزو زیباترین شاهکارهای ویولن به شمار می آید. "کنسرتو ویولن بتهوون" اپوس 61 در" ر" ماژور که در سال 1806 تصنیف شد، اولین بار توسط فرانتس کلمان نواخته شد و از آنجا که پیش از اجرای عمومی اثر، فرصتی برای تمرین کافی بوجود نیامد، کلمان این اثر را در شب اجرا بدون تمرین قبلی نواخت. عدم ارائه مطلوب اثر به شنوندگان برای اولین بار و شکست ناشی شده از آن باعث شد، مصنف تا آخرعمر کنسرتوی دیگری برای این ساز نسازد و سالها بعد از آفرینش آن، ویولونیست بزرگ ژوزسف یواخیم(1831-1906) این اثر را دوباره احیا نمود و از آنروز این کنسرتو از معروفترین شاهکارهای این ساز به شمار می آید. راز جاودانگی این اثر بیش از هر چیز به دو عنصر " تعادل" و"غنای" موسیقی آن وابسته است. در موومان اول این کنسرتو، همواره ارکستر و تکنواز، موسیقی را بگونه ای به دست یکدیگر می سپارند که بهترین شرایط برای ادامه یا تغییرفضای آنست و هیچگاه همنوایی این دو با یکدیگر در به اوج رسیدن و فرود آمدن ها با یکدیگر، باعث بوجود آمدن شکاف در موسیقی نمی گردد. تکنواز در زیباترین لحظات موسیقی از همراهی ارکستر بهره می جوید. چه آنگاه که تریوله های زیبای او در موومان اول با نجوای زیرکانه ارکستر همراه می گردد و چه آنگاه که با نواختن تریل های پیاپی وسوسه انگیز، ارکستر را برای نواختن موسیقی آن با خود همراه می سازد. در میانه اولین موومان، گویی موسیقی باز آغازمی گردد. همانند اول بار، که تکنواز با لحنی خجولانه و آرام به میان آمد، موسیقی همانگونه و از بم ترین نت های ویولن آغاز می گردد. اما این بار تکنواز موسیقی را به چنان درجه ای از غنای خود می رساند که تنها با تعمق در آن می توان از کمال آن آگاه شد. در سراسر این موومان، همواره بیشترین نقش را، لحن کششی و آوازگونه آن بیان می دارد که در تناسب کامل با ویولن و امکانات صدایی آن است و غنای موسیقایی این اثر در درجه اول وابسته به این لحن است و این شاهکار همواره به صورت ملودی های آوازگونه در ذهن به خاطر می آید. روح موسیقایی موجود در این اثر، هیچگونه تاثر ازعواملی، جز از آنچه که می تواند "موسیقی ناب" نامیده شود، ندارد وبدین روی، هیچگاه در طول تاریخ آفرینش این اثر، تکنوازانی که به سطح والای شعور موسیقایی و تکامل در آن نرسیده اند، از اجرای آن سرافراز بیرون نیامده اند و همواره دستیابی به قله غنای موسیقایی آن، کلید کامیابی آن بوده است. در این میان، عنصر" تعادل" میان تکنواز و ارکستر که پیشتر به آن اشاره شد، کمک شایانی در بوجود آوردن شرایط، برای بیان این موسیقی ناب فراهم می سازد و این ویژگی جالب این اثر است. استفاده از دامنه وسیع صوتی ویولن و بخصوص بهره گیری از اکتاوهای بالایی این ساز وهمینطور استفاده از امکان نواختن گلیساندوهای زیبا و نت های فلاژوله (هارمونیک) درخشان خاص ویولن در جابجای این اثر، از دیگر عوامل دلنشینی این موسیقی است. کادانس های زیبایی برای این اثر توسط نوازندگان معروف ساخته شده است. اولین آنها از لحاظ تاریخی، مربوط به یواخیم است. لئوپولد آوئر، فریتس کرایسلر نیز هر یک کادانس هایی را برای این کنسرتو ساخته اند که امروزه اجرای این کادانس ها، تبدیل به جزو لاینفک این اثر شده است. در موومان دوم پس از تمی کوتاه که زهی های ارکستر آن را بسط می دهند، تکنواز به همراهی بادی ها شروع به بیان مقدمه ای می نماید که در نهایت ارکستر را به اوج می رساند. در اینجا گرچه زهی ها، همراه بادی ها می نوازند اما نقش آنها در کنار این گروه است. در واقع اندیشه مصنف در این موومان، بعد از این اولین اوج ارکستر، توسط تکنواز آشکار می گردد. در اینجا تکنواز عمده ترین نقش را در بیان موسیقی دارد وبا زیبایی وصف ناپذیری شروع به بسط موسیقی که از آغاز این موومان دنبال گشته بود، می نماید. دومین موومان این اثر در انتها، بدون قطع به موومان آخر متصل می گردد. روندویی شاداب برای موومان سوم، که پس از بارها و بارها شنیده شدن همچنان تازگی دارد وهمانند سایر روندوهای بتهوون، نهایت استادی او را در ساخت این فرم از موسیقی به اثبات می رساند. درسراسر این موومان، گویی تکنواز و ارکستر به بازی با یکدیگر مشغولند. پس از چند بار که ملودی شوخ این قسمت توسط تکنوازوارکستر گسترش یافت و تکرار گشت، تکنواز تمی دلفریب و بخاطر ماندنی می نوازد و در اینجا نیز، فاگوت به همراهی با او می پردازد و فضای موسیقایی دلنشینی فراهم می گردد. هایفتز و توسکانینی دو اسطوره موسیقی کلاسیک آخرین موومان این کنسرتو که در سنین جوانی آهنگساز تصنیف گشته، بی شک از بهترین و بی نقص ترین روندوهایی است که در قرن نوزدهم ساخته شده است و به بهترین شکل و در شکوه تمام توسط تکنواز و ارکستر پایان می پذیرد. امروزه از این کنسرتو، اجراهای فراوانی انجام گشته و نوازندگان معروف اجراهای زیبایی را از آن بعمل آورده اند. معرفی یک اجرا از زیباترین این اجراها، می توان به اجرایی اشاره نمود که دو استاد بزرگ موسیقی قرن، یاشا هایفتز و آرتور توسکانینی، به همراهی ارکستر سمفونیک - ان بی سی- ازاین اثر بعمل آورده اند. در این اجرا که از رهبری فوق العاده حرفه ای توسکانینی برخوردار است، ارکستر در توازون کامل با سولیست می باشد و تمامی فراز و فرودهای آن با دقت و وسواس تمام رهبر، انجام می گردد. هایفتز نیز نهایت ظرافت را، در نواختن تک تک جملات این موسیقی به انجام می رساند و می توان گفت از هیچ جمله ای به سادگی نمی گذرد مگر آنکه حق مطلب آنرا بجا آورده باشد و زیبایی موجود در آن جمله را بخوبی به معرض اجرا گذاشته باشد. در این اجرای هیستوریک، هایفتز کادانس تکنیکی و زیبایی را که آوئر برای این اثر ساخته با تسلط کامل می نوازد. تکنیک بالای هایفتز، زیبایی و ظرافت گلیساندوهایی که توسط او اجرا می گردد و اجرای نوانس های خاص موسیقایی ، که از شاخصه های سبک هایفتز در نوازندگی ویولن می باشد، ازآن اجرایی ماندگار در تاریخ ویولن ساخته است. |
چهارشنبه شانزدهم آذر 1384 ساعت 0:40
ماجرای فوگ گروسه بتهوون
|
در خبرهای چند روز پیش داشتیم که دست نوشته یکی از انقلابی ترین آثار بتهوون، روز پنج شنبه اول دسامبر، به بیش از یک میلیون پوند فروخته شد. این قطعه که فوگ گروسه در Bb ماژور نام دارد، نسخه ای است با اپوس 134، که او برای چهار دست پیانو تنظیم کرده است. (Grosse در زبان آلمانی به معنی "بزرگ" است) این دست نوشته که چهار ماه قبل توسط یک کتابدار در زیرزمین کتابخانه دانشگاه Wynnewood پنسیلوانیا در آمریکا کشف شد، توسط یک خریدار ناشناس به مبلغ 1,128,000 پوند در حراج سوتبیز (Sothebys : شرکتی که از سال 1744 در فعالیت خرید، فروش و حراج است) شهر لندن، خریداری شد. این دست نوشته هشتاد صفحه ای از بتهوون، تنها نسخه دستی یکی از کارهی بزرگ بتهوون دوئت پیانو است. دکتر استفن رو (Dr Stephen Roe) رئیس بخش دست نوشته های سوتبی میگوید: "این یک کشف شگفت انگیز است. آنچه درباره این نسخه خطی میدانیم تنها شرح کوتاهی است که در یک کاتالوگ سال 1890 به چاپ رسیده و قبل از آن هرگز توسط بتهوون شناسان دیده نشده و درباره آن چیزی گفته نشده است. کشف دوباره آن اجازه میدهد تا این موسیقی فوق العاده مجددا ارزیابی شود." کارشناسان معتقدند که این قطعه به طور شگفت آوری امروزی است. دشواری در نوازندگی و عدم توانایی در درک این قطعه، از همان اولین اجرا در 1826 شهرت دارد. Grosse Fuge فوگ گروسه بین سالهای 1825 و 1826 یعنی زمانی که گوش بتهوون چیزی را نمی شنید، برای کوارتت زهی نوشته شد. هدف او از ابتدا تهیه یک قطعه کاملآ تکنیکی بنا به درخواست بسیاری از نوازندگان سازهای زهی بود. بتهوون پیش تر فوگ بسیار بزرگی را برای موومان آخر کوارتت زهی شماره 13 (اپوس 130) نوشته بود؛ مشکلی که برای این فوگ بوجود آمد آن بود که فقط توسط نوازندگان عادی و غیر حرفه ای مورد استقبال قرار گرفت و بیشتر در محافل عمومی اجرا شد تا نزد خواص. لذا ناشر این قطعه از بتهوون خواست که فوگ آخر این کوارتت زهی را تغییر دهد. تصویر قسمتی از دست نوشته بتهوون فوگ جدید و بسیار تکنیکی بنام گروسه را تهیه کرد اما از آنجاکه ذاتآ فردی سمج بود و عمومآ به این صفت آوازه داشت، با ناشر به مشاجره پرداخت و قبول نکرد تا آنرا جایگزین موومان آخر کوارتت شماره 13 نماید. در نهایت طرفین توافق کردند که فوگ جدید با شماره اپوس جدیدی (133) منتشر شود. او بعدها به اصرار بیش از حد ناشر موومان آخر کوارتت زهی شماره 13 را نیز تغییر داد، اما هرگز از فوگ اپوس 133 (گروسه) در آن استفاده نکرد. هر چند در اغلب اجراها پس از سه موومان کوراتت این فوگ نیز اجرا می شود. اپوس 134 نسخه ای از این فوگ است که برای چهار دست (بجای چهار ساز زهی) تنظیم شده است. ماجرای جالب اولین اجرا هنگامی که کوارتت شماره 13 برای اولین بار اجرا شد، حاضرین در سالن خواستار اجرای مجدد موومانهای اول و دوم شدند، آنگاه بتهوون در مقابل حاضرین می گوید : "پس چرا موومان سوم را اجرا نکنیم؟ شما جز مشتی گاو، احشام و الاغ نیستید!" "Why not the fugue? Cattle! Asses!" این فوگ در قرن نوزدهم کمتر مورد توجه موسیقیدانان و منتقدین بود تا اینکه به تدریج در قرن بیستم دوباره مورد توجه کارشناسان موسیقی قرار گرفت.ایگور استراوینسکی راجع به این فوگ می گوید : "این کار یقینآ در زمان خود یک کار معاصر بوده و تا ابد هم معاصر خواهد بود." مطلب مرتبط : دست نوشته بتهوون در کتابخانه یک مدرسه |

